
شاخص ها ،؛؛ درود سرورانم…
بهیچ عنوان زیر شاخص ها ، بارگذاری نداریم عزیزان..
شاخصها مفاهیم و کاربردهای مختلفی داشتند، همچون شاخص قلمرو ، شاخص راه ، شاخص معبد و اماکن آئینی _ اعتقادی _ مذهبی ،شاخص قلعه ، شاخص قبرستان ، شاخص مقابر ، شاخص زاغه ، شاخص نسخه ، شاخص منبع آب ، شاخص دره های خاص ، شاخص غار ، شاخص سکونتگاه ، شاخص مرزبندی ها ، شاخص های کشاورزی ، و…
چنین شاخصی ، یعنی شاخص قبرستان…. قبرستان خاص ساسانی ،،،؛
بیشترین شاخص هایی که تاکنون مواجه وباآنها سروکار داشتیم ، شاخص های مربوط به مسئله تدفین میباشند( گورستان وتک قبر و مقابر )

دوستان یکسری نمادها هستند، که نقش آنها بعنوان نماد سمبلیک، و نماد شخصیتی میباشد…
مثل نمادهای پرندگان ( کبوتر ، کبک ، اردک ، مرغ آبی ، مرغ ، و…) …
مختص تدفین بانوان سلطنتی _ اشرافی …
که سبک معماری تدفین ها ، یا گوردخمه ای ست _ یا دخمه صخره ای ، غاری …
مقابر خاص ۳ دوره هخامنشی _ اشکانی _ ساسانی

بنام اهورای پاک ✨️✨️تک جوغن دایره بدون مسیردهنده رو دیوار
دوستان شما اصول اعداد رو رعایت کنید
تمامی اهداف رو یک اصولی بارگذاری
شده اند
اعداد۳_۶_۷_۹_۱۱_۱۳_۲۱_۳۳_۴۰
برای تک جوغن دایره این اعداد رو فراموش
نکنید
نکته دوم ” برای جهت یابی جوغن هست
جوغنهای دایره به چند قسمت تقسیم میشوند
۱_جوغن دایره ای که دایره کامل هست
دیواره شیب داروقوس دارد
۲_جوغنی دایره ای که یک قسمت دیواره آن به به بیرون یا داخل رفته
۳_جوغن دایره ای که ناتمام هست یعنی قبل از اینکه دایره کامل بشه ناتمام مانده،،؛
نکته سوم” نکته خیلی مهم
اندازه قطر وعمق جوغن تنها در یک سوم موارد کاربرد دارد
مابقی جوغن ها اندازه هیچ نقشی در نقطه یابی ندارد..
تک جوغن دایره روی دیواره
لطفا دقت کنید” اگر ارتفاع جوغن دایره از سطح زمین از ۱نیم متر کمتر بود
باید در قسمت جلوی جوغن دنبال هدف باشیم
که اگه زمانی ارتفاعش از ۱نیم کمتر بود
در اکثرا موارد تا ۲۱ قدم روبه روی آن

درود سروران 🙌 ؛ زمانی که صحبت از یک منطقه _ یا محدوده و محیطی با تمدنی غنی ، و داخل منطقه، یکسری محیط ها هستند، که دارای آثار وعلائم ، نمادهای اعتقادی ، و… هستند، بمثال تصویر بالا …
در واقع انتخاب میشدند، از بین چندین محیط مختلف ✨️✨️✨️
دوستان در تصویر بالا یک دره بن بست داریم، که همان بن بستی آن، کوهی بسیار نامی میباشد،،، که در ضلع و مدار خاص ، و مذهبی ، و فاصله خاص نسبت به منبع آب ، کوه اعتقادی ، و…🤫 سنگ شاخص قرار گرفته…
سنگ شاخصی که اگر گوشی رو برعکس کنید، خود سنگ شاخص ،به شکل قلب برعکس ، و روی دیواره سنگ ، باز قلب تراشیده شده رو داریم…
دوستان چنین شاخصی در شمایل قلب و حجاری یک قلب کوچک ، بعنوان سمبلیک، در محیط مقابر ،بانوان درباری _ اشرافی ، معماری میشدند…
نماد سمبلیک ” قلب ” چه بصورت فرورفته در دیواره، که بیشترین نوع دیده شده از قلب میباشد، بصورت برجسته در دیواره ، بصورت تندیس قلب ، برای موارد آئین تدفین بانوان بلندپایه، بخصوص در دوره اشکانی ، بکار رفته…
در برخی موارد، بنابر شرایط قرارگیری نسبت به محیط، واسامی ؛ و…. برخی معماری قلب در اوایل دوره ساسانی بشکل تندیس / شاخص ، نیز دیده شده

درود دوستان ،،؛ دوستان در بحث طراحی ، ومعماری ، و انجام آئین های خاص ، قبور خاص ، و مقابر، اسراری وجود داشت، که فقط مغان، کاهنان ، وافراد مذهبی ، از آن آگاه وبنوعی ، این اسرار توسط همین دسته افراد مذهبی بلندمرتبه، گردآوری شده بودند…
مثال در بحث هدا.یا گذاری در قبور خاص ، سمت ، و مسافت، و اعضای بدنی ، انتخاب شده برای قرارگیری آنها 🤫🤫🤫
هر گورستانی عزیزان ، تدفین هاشون قرار نیست بشما هد.یه بده…
تدفین گاه هایی داریم ، اشراف نشین، ولی هیچ گونه سنت هدا.یا گذاری در داخل گور و گورستان ، انجام نشده،،،
در خارج از حریم، علائم گذاری و آثار گذاری اعتقادی هم صورت میگرفت ،،،،
مثل وجود سنگ نگهبانی خاص ،،،
سنگ صندلی…
سنگ های نامی مثل سنگ ملا ، سنگ دروازه گورستان ، و…..🤫🤫🤫 وحتی در عمق ، و انتخاب محیط ، انتخاب مدار های خاص ، و همچنین قرارگیری نسبت به اجرام کیهانی ، تدفین گاه ها ، انتخاب میشدند، و توسط افراد مذهبی طراحی و شکل میگرفت…

نماد قورباغه ، و سنگ هرم ، وارد شده از فرهنگ و آئین مصر، در دوران هخامنشیان ، که البته سنگ هرم ، یا ساختار هرم در کوه و تپه ها بصورت طبیعی ،ماقبل آن هم مورد توجه و استفاده مغان ، بوده است…
آثار تلفیقی ، که تماما مرتبط با اعتقادات، در محیط مقبره ای مربوط به دوره اواخر هخامنشی …
قورباغه، نمادی خاص بعنوان نگهبان …
دوستان برخی نمادها در یک دسته ودیدگاه خاص قرار دارند…
مثل مار ، عقرب ، قورباغه ، اژدها

بنام اهورای پاک . سروران نمادهایی که ازشون بعنوان ، نمادهای اعتقادی _ مذهبی ، اسم برده میشود، به چند دسته تقسیم میشوند…
یکی از این دسته ها ، نمادهای مربوط به خاستگاه خاصی میباشد…
بمثال خاستگاه آئین، ایزد یا ایزدانی خاص …
یا بیانگر خاستگاه اماکن پرستشگاهی خاص …
این گونه نمادها ، در بلندترین نقطه منطقه تحت ساتراپی وحاکمیت، میان عزیزان، و از راه های ارتباطی، قابل فهم برای مردمانی که از آئین مربوطه بودند..
دوستان بارها وبارها چه در پسستها وچه کلاسهای آمو.زشی ، گفتیم که این منطقه، محدوده ومحیطه که به یک آثار حالا چه شاخص، چه علائم رمزگذاری شده جهت دهنده ها ومسافت دهنده ها ، و ….، معنی ومفهوم میبخشد…
در محیط چنین نمادی ، تدفین گاه هایی ( قبرستانهایی) ، برای افراد خاص ، در جهت ومداری خاص و مسافتی خاص تعیین شده توسط مذهبیون اعظم، برپا میکردند…
و هدایا وپیشکش هایی برای اماکن خاص پرستشگاهی ، و منبع آب که یکی از واجبات در مراسمات آئینی ،وجود آب ، و احترام به ایزد بانوی آناهیتا، بود

زرتشت ویکتا پرستی ” هنگامی که زرتشت به میان مردم برگشت ، ندای یکتا پرستی سرداد ومردم را به اهورامزدای یکتا دعوت نمود. سفارش این بود ” حقیقت در جهان یکی است وآن یکتا پرستی است. ”
در آن زمان در ایران زمین ۲ گروه مردم زندگی میکردند : دسته ای به زندگی شهری پرداخته وبه زراعت پرورش ستوران و احشام علاقه داشتند، و زرتشت از این گروه بود . اینان طبیعت را تقدس میکردند ، ماه ، خورشید، ستارگان ، باران وآتش، میداشتند واز بیابانگردی و چادرنشینی دست شسته بودند. گروه دیگر چادر نشین و صحراگرد بودند، ستوران واحشام بسیاری را برای ایزدان قربا.نی میکردند وعده ای دیگر گروه دیوان وجاد.وان را میپرستیدند، مثل برخی از اقوام که حال حاضر نیز وجود دارند و…
این گروه به غار.ت دیگران میپرداختند.. زرتشت این گروه را پیروان دروغ وراه ناراستی میخواند. در ان هنگام آداب ورسوم مذهبی آریایی ها ، فدیه دادن و قربا.نی ، مراسم باده گساری مقد.س و پرستش ایزدان بود. زرتشت اعلام کرد آئین قدیم باطل است، ایزدان وبتها جز پاره سنگها وتکه چوبهایی بیش نیستند، و ایزد جهان فقط اهورامزداست که به ادمیان عقل و تمیز میبخشد… ترس اشراف در آن زمان از این بود پیروان زرتشت، روزبه روز، زیاد میشد، و خوشگذرانی آنها را باعث میگردید. باری مجبور به مهاجرت شد وخاندان و پیروانش را رها کرد وبسوی شمالشرقی ایران روان شد. فصل زمستان بود و سرما وطوفان درگیر بود و برودت هوا به نهایت درجه میرسید، زرتشت آن سرما و برودت را پشت سر گذاشت وبه خطه پادشاهی گشتاسب رسید، در آن قلمرو به کاخ شاه رفته ملاقات با اورا خواستار شد. در ملاقات با او از کیش نوین، شیوه راستی ، ودرستی و پرستش ایزد نادیده جهان وباطل بودن بتپرستی و مراسم زشت آن سخن راند و از گشتاسب خواست تا به آئین وی درآید. زرشت طی چند روز مناظره با کاهنان موفق شد آنها را متقاعد کند، سپش گشتاسب به وزیر خردمندش (جاماسب *) دستور میدهد تادر کیش زرشتی، تفحص کند.سپس برادر گشتاسب ( فرشوشتر * ) آئین مزدیسنی را پذیرفت وبدین ترتیب ناگهان روش و کیش زرشتی ، عمومیت یافته مردمان هم به متابعت از بزرگان ، آن آئین را قبول کردند و بهمین ترتیب به تمام نواحی ایران رسید…
نکته ” دوستان بنابرکپشن، قرار نیست ،در دوره ساسانیان فقط تدفین زرشتی ( روش استوان ) داشته باشیم