
درود ومهر ،،؛ نمایی از دو رخ زیبای ساسانی …. رخ از نوع شاهی ، و یک رخ سرداری روی آن…که مفهوم حرا.ستی ، رو معماران و پیران ، به نمایش گذاشتند،،؛ یعنی یک محوطه ای با دو جایگاه وسازه مقبره ، که گویی سردار زمان، باز از لحاظ معنوی ، و اعتقادی ، حافظ شاه ومحیط میباشد،،؛
یک محیط خاص .. عارضه دره تنگ ومقد.سه ونامی ، با چند چشمه نامی و چشمه مزاجی ،که چشمه های مزاجی در دوره ساسانیان بسیار مورد توجه مغان پیر بودند، هم از لحاظ تقدس ، همچنین از لحاظ طبابت این نوع چشمه ها …
نکته ای در تصویر هست،،،؛ همان محل جاساز پیشکش ها وهدا.یای ایزدی…

درود و مهر… سروران ، درک آثار ومحیط ، و برقراری ارتباط میان زبان آثار وعلائم و محیط آنها ، و روح آنها، در واقع تحلیل و رمزگشایی آثار ونشانها ومحیط است…
در اینجا یک تک جوغن موجوده، که برخی دوستان در مجا.زی ، جوغنها را پوچ میدادند، که بسیار بسیار مهم و ارزش والایی دارد…
به برجستگی روی سنگ دقت کنید، که متاسفانه برخی افراد جا.هل، اقدام به تخر.یب نمودند، بهوای جاساز و…
که این برجستگی ، سمبل قلب، ( سمبلی اعتقادی در امر تدفین مقابر) ، که همین شمایل، روی محوطه وحریم مقبره ، چیدمان ومعماری شمایل مقدسه بعمل آورده…
ولی با جهت های قرارگیری مختلف 🤫🤫🤫
به ابعاد سنگچینه های که شمایل قلب ایجاد شده، دقت کنید،، بعد برخی دوستان با ایجاد یک سوراخی بمانند اندازه لوله بخاری ، و دوسه متر انتظار رویت دارند و….

درود ومهر بیکران خدمت عزیزان… نماد زیبای رخ، و وجود سنگی دست گذار برروی رخ، که چندین مفهوم ازلحاظ بحث معماری بکار رفته، ونیز در بحث اعتقادات رو شامل میشه…
مثل ایجاد یک سایه گاه، وسایبان ، برای رخ وجایگاه مقبره..
نگهبان جایگاه، ونوعی وزنه ریزشی ، که تمامی ساختار سنگی و ملاتی که بین آنها بکار رفته، بهم وصل، وبا حرکت یکی ، سنگها ریزش ، و کل ساختار دستی ، که استتار طبیعتی ، گرفته اند ، میشه گفت میان پایین…
هیچ آرامگاهی ، به امید بازشدن روزی ، معماری نشده اند…
به امید ابدیت …
بجز چند نوع تدفین مثلا ، قبوری که در دسته کارهای نسخه دار اسلامی ، یا برخی تدفین های خانوادگی ، و….
معماری بکار رفته، بیانگر دوره اشکانی کار میباشد

درود ومهر خدمت گرامیان 💖🙌… آرین ها به دونیروی خیر وشر ” که زائیده زروان هستند، اعتقاد داشتند( دیو و پری / راستی ، وچپی و…) ؛ ولی مغان که بومیان ایران بودند، به دو نیروی نور و ظلمت ، اعتقاد داشتند، وبوجود ۱۲ فرشته ، تحت نظارت زروان اعتقاد داشتند، این ۱۲ فرشته عبارت است از باد ؛ گاو ؛ اسب ؛ شتر ؛ گراز ؛پیر ؛ کلاغ ؛ قوچ ؛ بز ؛ مرد جنگا.ور ؛ ماهی ، و دوازدهمی نامعلوم در بین نمادین این فرشته ها ،،؛ این دوازده فرشته در اوستا قسمت بهرام یشت، جز ستاره شناسی آمده و ۱۲ برج را تعیین میکند 🤫 که در عرب این ماه ها بصورت عربی نوشته شده وبرج نامعلوم را سرطا.ن ، نامیده …
آنچه از مذ.هب معمول در ایران پیش از زرتشت ،معلوم گشته، واز عباراتی که در اوستا به آئین مردم پیش از آن زمان اشاره کرده ، استنباط، میشود که مذ.هب عامه مردم ایران ،در آن دوره باستانی ، عملاً، همان آئین ومذ.هبی بوده که در کتب ۴گانه ( ودا ) * ملاحضه میگردد…بدین معنی که اکثر خلایق ، قوای طبیعت را پرستش میکردند، وآنهارا دیوا ” میگفته اند وبا واژه ” ودا ” مذکور در ریگ ودا ” منطبق میشوند،مانند خورشید ، ماه ، ستارگان وخاک و آتش و آب و باده ، که تجسم نیروهای طبیعی هستند.. در میانه قوای علوی ، ایزد آنیتار ” یا ” ایندرا ” مذکور در ودا برجسته تر است، زیرا که اوست که کشنده ، اژدهاست، وآورنده باران ، ولی اورا رب ارباب ، وایزد ایزدان ، نباید دانست..
در ایران ” ایندرا ” تحت الشعاع ، میترا قرار گرفته واو ایزد عام است،که تمام قبایل و طوایف آریایی باستانی ،در هر جا، وهر کشور اورا ستوده و پرستش نیز بعمل میاورند،ومراسمات خاص آئینی ، و هدا.یا وپیشکش های خاص ، برای آن، بعمل آورده میشد ،،؛
دوستان این مباحث، که تیکه ای از بحث محیط نگاری ست، رویاد بگیرید، موفقیت تان حتمی ست،،؛ چنانچه نباید چنین مواردی رو در عموم بیان کرد، که تیکه ای از اسرار تحلیل وکارشناسی میباشند، ولی تقدیم دوستانی که تامل ها دارند روی توضیحات

درود ومهر خدمت یکایک دوستان .. ♈️ اهمیت ایزد و ایزدان از نظر طبیعت پرستان ” ایرانیان قبل زرتشت به وجود زروان معتقد بودند، که خیر ” و شر ” زائیده اویند؛ جهان روشنایی دربالا و جهان تاریکی در زیر قرار دارد ، ومابین آنها هواست . آنها بیشتر مظاهر طبیعت بمانند ” خورشید، ماه ، وکوه ها و ستاره هارا میپرستیدند. عناصر مفید وسفید ونورانی را ” داوس ” یا ایزدایزدان ” را ” داوس ” پاتر. یعنی پدر ایزدان (هرمزد) مینامدند. وارونا ” ایزد آسمان پرستاره ” ؛ ” ایندرا ” ایزد جنگ ؛ ” آگنی ، ایزد آتش ؛ ” میترا یا مهر ” ایزد نور و عدالت و سوما ایزد گیاه مقد.س هوم بود…
زروانیان تا زمان ساسانیان بودند، و گهگاهی پیروان زروان در مقابل زرتشتیان ایستادگی میکردند. ارج ومقام خورشید بدان پایه بود، که پیکر هرمز را به خورشید مانند میکردند. صفت و عنوان برجسته خورشید در ایرانیان ارج ومنزلتی ، خاص داشت؛ در مواقع مهم برای تقدیس و بزرگداشت، این عنصر زندگی بخش، مراسمات و پیشکشی بعمل آورده میشد،،؛🤫
در طلوع وغروب خورشید برای ستایش اش مراسمی انجام میدادند،.ودر این امر، بیشتر اقوام #آریایی و سامی ، متفق بودند وخورشید پرستی یکی از قدیمی ترین اشکال پرستش و دیانت است..
کلدائیان ” سیارات پنجگانه، مشتری ، زحل ، زهره ، مریخ وعطارد، ونیز ماه وخورشیدرا مظهر ایزدان میپنداشتند. زهره ” مظهر ایشتار( ایزد عشق ) ومشتری ” نمودار مردوخ ( رب الارباب) بود، و حرکت وبرآمدن و فرورفتن آنها را درسرنوشت مردم و کشور خود موءثر میدانستند…
♈️ بهمین دلیل است ، که اشکال آنها در زمین ، در محیط مقابر ؛ قبور خاص ؛ ومکانهای آئینی شان،وحتی سنگچین هایی با شکل این ایزدان، نگهبان کارگذاری

درود ومهر خدمت یکایک دوستان… ✌️دوشاخ سنگ ”
دوستان قبلا هم خدمتتان توضیح دادیم که پشت هر نماد ، سمبل ، وبرخی شاخص ها ، و اشکال وچیدمان و طرح و شمایل آنها ، فلسفه اعتقادی نهفته است…بیشتر نماد ها ، از فلسفه اسطور های باستانی پیروی کرده اند…مثلا سنگ دو شاخ ،،،؛ یکی از ایزدان باستانی ، که در لرستان و برخی نواحی دیگر ، بیش از همه مورد ستایش بود، ” گیل گامش است ” ، او دشت بین النهرین ، جزو ، نیمه ایزدان شمرده میشد،،؛
ولی در نزد مردم قدیم آن ( کاسی ها ) ، به مقام ایزدی رسید…
گیل گامش ، عموما به شکل مردی است، که روی سرش دو شاخ دیده میشود،،🤫🤫🤫🤫🤫
علامت دوشاخ ، در میان مردم بین النهرین ، نشان ایزدی بوده است..
گیل گامش ” حامی و حافظ چهارپایان ، وگله های بز ، و گوسفند بشمار میرفت ودر تصاویر، اورا بشکل انسانی دارای دو شاخ ، که با دو دست دوشیر را گرفته وخفه میکند، مجسم میسازند…
تمدنهایی که در آن زمان در ایران بودند ” تمدن سیلک کاشان... تمدن کیان در نزدیکی نهاوند … تمدن حصار در دامغان … تمدن آنو در مرو … تمدن حسنلو در آذربایجان … تمدن مارلیک در تپه چراغعلی در رودبار … تمدن شوش در خوزستان که از همه مهمتر بود…
فلسفه دوشاخ سنگ ها ،،، که بعد در آئین های زروان، میترائیسم ، وحتی زرتشتی ، نیز سنگهای دوشاخ ، و و حتی کوه های دوشاخ( بصورت یا طبیعی ، یا تداخل هایی در قسمت بالای سر کوه ایجاد وشکل دو شاخ تداعی میشد ) ، در آئین های تدفین ، نیایش در محیط های نگهداری احشام، و… ) ، مورد کاربرد بودند

سرمال ( سربار ) چیست ؟ درود ومهر خدمت یکایک عزیزان…
واژه ای ، بنام ، سرمال، که با اسامی دیگر نیز شناخته میشود ، مثل سربار ، مژدگانی ، در تورکی ” موشتولوق ” ، ….
دوستان سرمال ، از لحاظ چندین فلسفه ، به این اسم شناخته شده،، که فلسفه اصلی آن ؛ برمیگرده بهمان سنت پیشکش و هدا.یا ( به اصطلاح نذورات )
مثلا برخی قبرستانهای مربوط به افراد مهم و اشرافی ، هد.یه وپیشکش در خارج از محوطه تدفین گاه قرار داده میشد، که وقتی دوستانی مثال به این نقطه میرسند، تصور میکنند سرمالی ست ، و ادامه دارد..
در اصل، سرمال به مالی گفته میشودکه به کار نسخه دار مرتبط باشه، یا کارگذاری های در قالب ، گرفتن مالیات ، یا خراج ها، که در دوره اسلامی ، ( البته نه تمامی ادوار اسلامی ) ، مثلا در داخل تنورها یا نزدیکی آنها ، قرار داده میشد، که یکی سرمال یعنی دم دستی و دیگری ، در اتاقک اصلی مهرموم شده،،،
یا برخی مقابر ، جدا از سازه اصلی ، هد.یه وپیشکش برای ایزد نگهبان ، یا حتی در برخی موارد ، برای اهریمن ؛ دیوان ، یا پریان ، و… قرار داده میشد…
یا برخی سازه ها، برخی جایگاه های خاص داخل عوارض محیطی، مثل جایگاه های اعتقادی ، هد.یه قرار داده میشد،، یا قاعده بیمه ( خرج بازسازی سازه یا منبع آبی خاص ) ، که بدلیل کم حجمی ، و عمیق نبودن کار، بهشان واژه سرمال بکار میبرند…
تصویر فوق یک جاساز بازشده است، در ابعاد بسیار بسیار کوچک( یک دست انسان مثلا داخل دست هم یک ظرف کوچک، در همین ابعاد، که مربوط به همان سنت پیشکش برای جایگاه مقبره، که در جوار سازه مقبره ، در محیط قرار دارد…

درود ومهر خدمت یکایک دوستان ،،؛ تصویری از یک جایگاه بازشده…
تصور کثری از عزیزانی که در این وادی هستند، اینه که حتما باید جایگاه ^نقطه آخر ، مشهود و به اصطلاح، تابلو باشه…نه عزیزان…در بحث تدفین ،( تدفین های مهم و بزرگان ) ، بسیار بسیار ، معماری ومهندسی خاص ، انواع کلک ها ، تلهه های مانع(آب و چاهی و…) ، نوشته های طلسمات ، استتار ها ، روایات مانع، بکار رفته….
تصویر فوق، یک جایگاه تدفینی ، به سبک چاهی ، که تصاویر چند اسلایدی ست، ورق بزنید،، در تصویر اول ، ورودی که بازشده، در همان سردر ورودی چاهی ، تراشه مثلثی زده شده، یعنی دنیای زیرین( ارواح مردگان ) ، و جوغنهای مذهبی ، وجوغن مهر معمار 🤫
دوستان اگر ورق بزنید ، تا انتهاببینید، یک نقطه ای انتخاب شده، در دل ساختار طبیعی ، که سنگ صخره صیقل داده شده، وبه پایین ورود و سازه طراحی شده…
این نوع تدفین در دوره اشکانیان رایج بود، که در اوایل ساسانیان نیز این روش نیز بوده…
❌️در اسلاید سوم ، محل قرارگیری آن بهتر دیده میشود، در یک ساختاری طبیعی ، و زیاده جلب توجهی ندارد..
❌️❌️ واسلاید آخر ، نماد سردیس فیل ، که شاخصه نگهبان میباشد، و از لحاظ وجود نمادین مربوطه، بر سر جایگاه تدفین ، کار در دسته تدفین های مقامات شاهی _ نظا.می ، قرار میگیرد، ودر اسلاید آخر محل این دهنه مشخص شده،،، و همچنین این جایگاه، دارای یک قاعده دیگر ، هد.یه و پیشکش در بیرون محیط ، برای تدفین گاه، و ایزد مربوطه 🤫
تقدیم نگاه های زیبا …

پیشکشی برای آتش ؛ افزون بر قر.بانی کردن به پیشگاه ایزدان آسمانی ، هندو _ ایرانیان ، معمولا به آب و آتش ، دو عنصری که در زندگی روزانه نقش حیاتی داشت، نذر و هد.یه میدادند..آب و آتش، بنظر می آید، که زنده وجاندار هستند، و به این سبب آنان را صاحب،هویت دانستن، دشوار نبود… ؛ ” زوثر ” ( یا آتش زوهر، یا آتش زور ) که به آتش ، هد.یه میکنند، عبارت است از ” پی یا دنبه گوسفند قر.بانی شده ، که آنرا روی شعله های آتش میگذارند. بنظر می آید که در آئین زرتشتی ، هیچ گاه حیوان قر.بانی ذبح نمیشد، مگز آنکه آتش نیز حصّه ی خود را از قربا.نی دریافت میداشت.. تردیدی نیست، این رسم از روزگار ما قبل ورود #آریایی ها ، به ایران باقیمانده بود.. برطبق بندهش، آتش آخرین آفریده ی هفت آفرینش، میباشد… میپنداشتند، در آغاز همه چیز، ساکن و بی حرکت بوده.. مهر ، نیم روزی بر بالای زمینی که صاف و خالی بر آبهای ساکن قرار داشت، ایستاده بود. گیاه ، و گاو ، و گیومرتن ، در وسط دنیایی تهی واقع بودند…
آتش فروزان در اجاق ، چه در اجاق های خانوادگی ، چه اجاق های محافل ، وچه معابد، بسیار مقدس بود، که برای آن در حد توان ، هد.یه و پیشکشی ( مال، گیاه، و… در مراسمات کم اهمیت تر، شراب و..) بعمل میاورند