
جاساز به سبک هدایاگذاری ، در اماکن اعتقادی اشکانی

در تمدن بابل ” معبد نقش مهمی داشت. در تمامی مناطق بین النهرین ، معبد از مرتفع ترین بناها بود. انواع هدایا ونذورات و قر.بانی ها به معبد، تقدیم میشد. ” بیشتر ایزدان در معابد بودند، و برای آنها هدایایی از زن و خوراک ، ومال و… میاوردند..
در الواح ” گودا ” آمده است ، فهرستی که نشان میدهد، ایزدان چه چیزهایی را بیشتر میپسندیدند… گاو نر ، بز ، گوسفند ، کبوتر ، جوجه مرغ، مرغابی ، ماهی ، خرما ، انجیر ، خیار ، روغن ، ونان دو آتشه .. ( دلیل تقد.س برخی نمادهای تندیس در محیط 🤫)
ظاهرا بنا بر اسناد ، چنان بنظر میرسد، که ایزدان ابتدایی، گوشت ادمی را به همه چیز ترجیح میدادند، ولی بعدها چون اندیشه ی اخلاقی درمردم رشد، کرد ، ایزدان نیز ناچاار به گوشت جانوران راضی شدند..
عده ای زن وابسته به هر معبد بودند.. بعضی از آنان خدمتگزار وپاره ای دیگر همسر ایزدان یا جانشینان آنها برحق ایشان، برروی زمین محسوب میشدند،،؛از این رو ، چنین شخصیت هایی ، در زمان حیات، نیز برایشان هدایا وپیشکشیها آورد میشد، و درهنگام مر.گ ، همگی نزدشان میبایست بودند، جهت انتقال به ایزدان زیرین یا کیهانی 🤫🤫🤫
در زمان سومریان، در این گونه خدمت گزاری ها به معابد، دخترانشان هیچ ننگی نداشتند، و اتفاقا پدرشان ب آنها میبالید، و برای ورود دختر به معبد، و انجام وظایف مقد.سش ، جشن میگرفتند، و قر.بانی میکردند و گوشت آنرا به کاهنان معبد پیشکش میکردند، و جهیزه ای نیز ، به بهترین شکل اشرافی ، همراه دختر به معبد فرستاده میشد ،

گیاه مقد.س ” هوم ” ،، درود ومهر بر نیکان… هوم نام گیاه مقدسی ست که افشره ی آن ، آشامیدنی آئینی بشمار می آید و آئین ها ونیایش های مربوط بدان در اوستای نو، و در دین زرتشتی ، متاًخّر ، جای ویژه ای داشت..از نوشابه هوم ، با صفت دور دارنده مر.گ ” یاد میشود وبه نوشته بندهش هوم سرور ، و شهریار گیاهان است ودر فرشکرد ، بی مرگی را ازاو می آرایند..در تداول عامه در زبان فارسی ، این گیاه را ریش بز ” میگویند… فشردن این گیاه در هاون سنگی ، وتهیه کردن ” هئومه ” از آن ،برای نثار کردن به آب ها، بخش اعظم رسم عبادی یسنه را تشکیل میدهد، و از این رسم عبادی ، مفهوم ایزد ، هئومه سبز چشم ، یعنی روحانی ایزدی برآمده است، که را درمانگر، میخواندند، و کسی که میتوانست، گلّه ، را حفاظت کند، جنگجویان را نیرو، بخشد وخشکسالی ، و قحطی را دور سازد..که برای آن تندیسی ( نمادین) ، میتراشیدند، و رسم هدایا ونذورات اجرا میشد…🤫🤫🤫
هئومه به منزله روحانی ایزدی ، از هر قربا.نی سهمی ( شامل زبان ، واستخوان آرواره ، وچشم چپ 🤫 ) ، را که بدو تخصیص میدادند وبرایش کنار مینهادند، دریافت می داشت..
دوستان ، ایرانیان باستان ( ماقبل زرتشت، بخصوص قوم مادها ، هخامنشیان ، سکاها ، و اشکانیان ) ، همچنین براین عقیده بودند که ایزدان ، به بوی قر.بانی ، و هدایا وپیشکش های زر ، و نقره و… ، به ایشان ، خشنود میشوند🤫🤫🤫
هوم ، سالار گیاهان، شفابخش ، خوانده شد. در اوستا، به کرات اشاره شده که نگاره های کیهانی ، بویژه ماه ، محل نطفه ی گیاهان است…
نوشیدن نوشابه هوم ، در مراسم مذ.هبی در تعالیم زرتشت، منع شده است در حالی که نوشیدن و نثار هوم در مراسم مذ.هبی هخامنشیان بشدت رواج داشته است…
هوم ، بدلیل همان صفت، مر.گ زدایی ، در حریم تدفین هایی ، در دوره اشکانیان، کاشته میشد، یا در محیطی تدفین هایی صورت میگرفت، دارای هوم های روییده شده( البته نه هرمحیط دارای این گیاه) …

آئین هایی زرتشتیان ” چند قرن قبل از میلاد مسیح ، پیامبری در وطن آریایی ها ظهور کرده بود، که مردم آن زمان اورا ” زره توشتره ” ( زرتشت کنونی ) به معنی شتر زرد ، مینامیدند..🤫 نکته ” عزیزان هر نماد شتری، مربوط به بحث کار نسخه ای نیست..
تولد زرتشت، حالت افسانه ای داشت. درباره زمان ومکان زندگی وی اختلاف نظر وجود دارد…. زمانی که زرتشت درمیان اجداد پارسی _ ومادی ظهور کرد، دریافت که مردم جانوران ، زمین ، آسمان ، و نیاکان خود( درگذشتگان ) را میپرستند..🤫🤫🤫
عناصر آن آئین باستانی و ایزدان آن با آئین هندوان ،عصر ودایی اشتراک ، فراوان داشت.در آن زمان مردم ایزدان متعددی را میپرستیدند( بنابر آمارتا ساسانیان قریب به ۴۰۰۰ ایزد) .. زرتشت بر ضد مغان ، یعنی کاهنانی که به این ایزدان آئین ومراسمات برپا و نماز میگزاردند، وبرای آنها قر.بانی میکردند، بپا خواست، و باشجاعت اعلام کرد، که در جهان جز خدای یکتا یعنی ” اهورامزدا ” خدای دگری نیست، و ایزدان دیگر مظهر وصفتی از صفات وی میباشند..
آئین زرتشتی ، درمیان شاهزادگان وبزرگان آریایی نژاد، بسرعت انتشار یافت ، و بالاخره زرتشت ، در عبادتگاه خویش ، به نفس وی پایان دادند..پس از فوت وی ، مردان حکیم ( مغان) بروی و تعلیماتش مسلط شدند،، در ابتدا یعنی زرتشت را وارد سلسله مغان کردند، وپس از آن وی را بدست فراموشی سپردند…
آتش وآب و باد وخاک ، را بعنوان عناصر مقدس میستایند، وبرای آنکه مردگانشان ، با دفن شدن، در خاک یا سوخته شدن در هوا، سبب پلید شدن خاک ، وهوا نشوند، آنهارا در #دخمه ها به اختیار مرغان شکاری میگذاشتند..

درود ومهر بر سروران عزیز… تصویری از یک محیط خاص ، دارای جایگاه خاص مقبره ای ، با تراشه ها ، و علائم معمولی ..
دوستان بترتیب ، در تصویر اول فاصله نزدیک ، در اسلایدهای بعدی فاصله دورتر و درک بهتری نسبت به پازل چینی علائم اعتقادی ، واسرار آنها ، و خاص بودن محیطو جایگاه پی میبرید…
در تصویر اول، مقداری از برشی که در دیواره صخره بعمل آورده شده، نماد اصلی آئین زروانی ، در مقابر بزرگان میباشد،، وپایین آن محل سازه …🤫
وجوغن تکی، بعنوان آخرین جوغن در امر مراسمات…
در تصویر دوم و سوم ، نماد دوشاخ، بعنوان آخرین نماد بالاسر جایگاه سازه، وبنوعی نماد ، مربوط به عبور روح مربوطه ،،،🤫
و همچنین سنگ نگهبانی که رخی روی آن حجاری گشته، که نقش آن حراست از قواعد دیوان …
دوستان در اسلاید دوم و سوم، جوغنهایی که مشاهده میکنید، در اسلاید آخر، همانند همین جوغنها، بافاصله از جایگاه و همان جوغنها، تکرار شدند،، که هر کدام در فواصل مختلف، مربوطه زمان انجام آئین های بعد فوت میباشد،، که اگر دقت کنید، سنگ جوغها با شمایل وتراشه خاص ، باز یک دوشاخ ، بصورت فرو رفته در خاک میباشد، که در این معماری ، نیز نقش اعتقاد، رویت میشود،،، عبور روح متوفی ، با گذر زمان خاص ، و مراحل خاص دنیای ابدیت 🤫🤫🤫♈️
همیشه، تکرار علائمی در محیط ، یا جایگاهی ، بعمنای این نیست که کروکی یا جهت میده…بله طبق جهات خاص زده شده، نسبت به مدارهای خاص دنیای زیرین 🤫🤫🤫♣️
دوره چنین سبک کار، برای اوایل ساسانی ، میتوان اشاره نمود..

آئین قر.بانی برای ارواح نیاکان…درود ومهر خدمت عزیزان… دلیل دیر پست گذشتن مقداری کسالت دارم 🙌…
در بسیاری از ملل در گوشه کنار جهان از جمله یونانی های باستان، وعبری ها، تا اینکاها، به قر.بانی انسان مبادرت میکردند. در بعضی از فرهنگها، مثل آزتک ها ” قر.بانی از ارکان اصلی دین بشمار می آمد…
از مواردی که در سطح وسیعی قر.بانی انجام میگرفت، پرستش اجداد بود.. مردمان باستان یقین داشتند، که روان گذشتگان، در میان ایشان، حی وحاضر است..از این رونیاکان واجداد مرده ی خودرا همیشه در میان خود موجود دانسته معتقداند که آنها همواره مراقب اعمال وخواهان سعادت و آسایش اعقاب و اولاد خود میباشند…
در زمان های دیرین باستان، مراسم تدفین اموات بسیار باشکوه ، و جلال وپرخرج برگزار میشد… در آن زمان پدران خاندانهای اشرافی وتوانا؛ در هنگام مر.گ ، نه تنها با لوازم و اثاث قیمتی از قبیل ظروف برنز، و ا.سلحه صید وشکار ، و بعضی حیوانات مانند اسب و سگ ، بخاک میسپردند، بلکه افرادی نیز همراه ، در حریم فرد متوفی اصلی، بخاک میسپردند تا درعالم ارواح ، به خدمت شخص متوفی اصلی ، یا خانواده وی ، بپردازند..

عبرا.نیان، پیش ازآنکه به یهوه معتقد شوند، یک رشته تحولات از مرحله پرستش ارواح وایمان به قوای طبیعت، وسپس ایمان به ایزدان را از سر گذرانیده اند وسرانجام، به توحید گرویدند، وهریک از این اعتقادات، در مراحل بعدی همچنان اثراتی باقی گذاشته است. عبرا.نیان درابتدا سنگها را احترام وستایش میکردند یعنی بت پرستی، و برجستگی های زمین اطراف خود را محترم میشمردند… از این روست، که ما در سبک و سیاق تدفین ها ، یعنی در کل ساختار روی سطح، و ساختارهای سازه های پنهان ، مربوط به تدفین یا تدفین هایی ، استفاده بیشتر از سنگ رو بعنوان نوعی مصالح، وهمچنین همین دلیل پرستش، مشاهده مینماییم،؛🤫
در لغت سامی ” صخره برآمده و ستون مانند را ” مَذِبح مینامیدند.. این واژه در زبان باستانی در میان عبرا.نیان ، به صورت جیلگات ، که به معنی سلسله از صخره ها و سنگهای مدوّر ، است در آمد…
آن سنگها وستونها مکانی بود که مردم در دشت های وسیع گرداگرد آنها جمع میشدند و مراسم مذ.هبی بعمل میاوردند… و عمل قر.بانی و هدایا وپیشکش ، انجام میشد.. بطوری که معلوم میشود؛ اشکال و هیکل های عجیب ، صخره ها و احجاری که در قلل جبال یا در وسط صخره های پهناور قرار داشت ، در دل رعب و هراسی میکرده است که برای آنها یک روح وحیات باطنی نیرومندی قایل بودند…
برخی نمادها در بین عبرا.نیان باستان مثل عقاب و کرکس از نوع همان ایزدان مضر ، میدانستند..پس هرنماد عقابی ، پشتش یک راز واسرار نهفته است عزیزان ..
عبرا.نیان به دو عنصر بیشتر اعتقاد داشتند، یکی ارواح شریر ومضر و دیگری ارواح وروان های سودمند، که از این رو قواعد و بحث پیشکش و هدایا بهر شکل ممکن، برای این دو عنصر، در محیط های خاص صورت میگرفت…
مثال محیطهایی که دارای بادهای تند همیشه هست، جز محیط های مضر دانسته، ومراسمات وهدایایی در آن محیط، در جهت و نقطه ای خاص ، بعمل میاوردند.