
درود ومهر وارادت خدمت عزیزان… وقتی صحبت از ترکیب ^ آئین و اعتقادات و فرهنگ هنر ومعماری ، ناب میشود، به روایت تصاویر وجایگاهی که مشاهده مینمایید ،،؛
ترکیب نمادین، سمبلیک ها، اشکال وحجاری های آئینی ، واسط ایزدان ، صورفلکی و…🤫
نماد روخ ، که باتوجه به نوع تراشه ومعماری ، از سَبک معماری های روخ های اشکانی پیروی میکنه،، ؛ شمایل روخ ، روی سکه های اشکانی آشنا نیست؟🤔🤫
رخ بعنوان ، روخ یادبودی میباشد،که در بین روخ ها ما سه دسته روخ داریم ” روخ تمام ، نیم رخ و…، که این جز دسته هایی ست ، که در جهت وضلع خاصی نسبت به سازه پنهان مقبره قرار میگرفت ،،؛
سنگ نگهبان، در ارتفاع صخره های کم ارتفاع، باز در دوره اشکانی و ساسانی رایج بود،،،؛

درود ومهر خدمت عزیزان… ابتدا تصاویر ورق بزنید ؛ و لذت ببرید …
دوستان نکته ای مهم در مورد فسلفه ، درختانی که مقدس هستند، و نخ بند نامیده میشوند ؛؛ ” دوستان در عصر باستان ، در چند ادوار مختلف مثل ، عیلامیان، تا ساسانیان، اسلامی ، درختان ، نزد مغان، و افراد روحا.نی ، بسیار مقد.س شمرده میشدند، ودر برخی مراسمات خاص ، آئینی _ اعتقادی ، مورد استفاده قرار میگرفتند…
دعا و نیایش در مقابل درختان، و نباتات، به منظور التجا به درگاه طبیعت است؛ چنانکه در پستهای قبلی شرح دادیم، تا قبل زرتشت، مردمان باستان، بخصوص مغان،که چنین قواعدی رو بعمل میاوردند، عوارض طبیعت، وطبیعت را میپرستیدند.. و از آنها( درختان ) فراوانی غلات، مال ، بهبودی زراعت ، و افزایش گله ورمه درخواست میکردند..
وحتی زایش زنان عقییم را نیز درخواست مینمودند…🤫🤫🤫
در برخی اماکن آئینی دارای درخت کهنسال، زنان نازا را به ازواج با درخت در میاورند، و معتقد بودند، که آن زن باردار خواهدشد، وبچه دار خواهد شد،🤫
از این نذورات ، و… در چنین اماکنی، برای چنین درخواستی ، بادست مغان، قرار داده میشد، طبق شرایط گام شماری _ جهتی ، خاص

درود ومهر خدمت سروران… دوستان تدفین های بزرگان آئینی _ حکو.متی ،و هچنین کارگذاری آنان، همیشه در محیطها واماکن ماءمن ، صورت میگرفت…
دره آئینی بن بست، هرم هایی با وجه های خاص، متناسب با خاستگاه، وجهات ، مدارهای خاص منطبق با قواعد کیهانی ..، و جوغنهای موجود در شیب سنگ، دلالت بر تدفینی خاص ، به سبک تدفین به زیر تراز کوه یا صخره ، متصل با تونل دست کن مسدود شده ،،،؛
سبک کارهای ساسانی 👌👌👌
.اسلاید دوم ، سنگچینمسدود شده

درود ومهر بر دوستان گرامی ،،؛ ورق بزنید و لذت ببرید، واز یک محیط خاص ، با آثار و نمادها واشکال مقد.سه، ناب ،،،؛
دوستان عزیز یک نکته بسیار مهم ، که در عدم موفقیت دوستان دخیل است، اینه که دوستان به اثار ومحیط ، بسیار دید ساده ای دارند..
آثار ومحیط واشکالی که رمزگذاری و تطبیق داده شده، با اعتقادات و نیروها واشکال زمینی _ کیهانی ،،بخصوص کیهانی 🤫🤫🤫
مردمان باستان ، به وجود روح ، نیروهای طبیعی زمینی _ کیهانی ( باز بخصوص کیهانی ) اعتقادات فراوان داشته؛ و بسیار نیز مقد.س شمرده میشد،،،
خیلی از قبور ، خالیه ،، ( یعنی جز استخوان موردی نیست، یا فقط خوراکی، نوشیدنی ست…چرا؟
در تدفین های خاص (چه زمینی _ دیواری _ درون غاری _ تل وتپه ای ) ، محلی وجود داشت ، به نام ” خروج روح متو.فی _ یا دروازه ارتباط ، که بحث بیشترش باز برمیگرده به اسرار کیهانی ، و ماه های سال و….🤫
دوستان چنین محیط و مکانهای تدفینی ، که اسم گذاری نیز شدند، یعنی کوه مربوطه؛ دره ، چشمه ، آبادی ،و….، اسامی نیز باید تطابقی با اعداد مقد.سه کیهانی نیز داشت،،،
در چنین مواردی ، به یکمحیطی میرسیم، که یک کادر مثلا ۱۱۱ متر مربعی ، با سنگریزه ها، یا سنگچین های درشت، شلوغ شده،،( بازم تاکید میکنم نه هر محیطی ) * این چینش ها اشکالی رو رسم کرده اند، که در سماوات ، رویت میشدند…که دریچه ای بعنوان خروج روح ، همراه با مواردی ، درنظر گرفته میشد( طبق زوایای تابش و…

درود ومهر بر دوستان گرامی … شبی دراز ، و سیه، با تولد مهر ، و فروکشی اهر.یمن ، به شبی نوران تبدیل شد،،؛ شب یلداتون مبارک..
دوستان واقعا به گذشته ایرانیان باستان، بخصوص ماقبل زرتشت رجوع میکنیم، با عقاید وآئین های گوناگون برخورد میکنیم…
عقاید وآئین هایی که حاصل بکارگیری وقت وتلاش و ثر.وت ، باستانیان بوده، که همان اهدایی هاو….امروزه با اسم های مختلفی چون ” گنج ، دفینه ، زیرخاکی و… نام برده میشوند…
مثال : آئین پخش سکهه… سکه هایی باانواع جنس مختلف ، حتی کم ارزش ترین واحد های سکهه رایج...
که در مکانهای آئینی ، بخصوص قر.بانگاه ها…قر.با.نگاه هایی که بدلیل خو.نی شدن خاک مقد.س، پخش سکه بعنوان بنوعی غرا.مت ، توسط افراد مذ.هبی صورت میگرفت…
یا در قربا.نگاه هایی در محیط صخره ای ، که یک قسمتی از صخره انتخاب و پخش سکههه صورتمیگرفت،،،
آثار محل بستن قر.بانی،در شناخت این گونه جایگاه ها، موثرند…

درود ومهر بر دوستان عزیز.. ؛ بعقیده ایرانیان پیش از ظهور زرتشت، گاوی بود که آنرا گاو ” اوکدات ” مینامند، و آن اولین گاوی بود که آفریده شد،. برخی از مورخان عقیده دارند که آن گاو، نر بوده وبه زعم بیشتر مورخان ، آن گاو ماده بود است وبا کیومرث، پادشاه پیشدادیان ایران در یک روز ، افریده شده است… این گاو در هندوستان، مصر، شهرت فراوان یافت ومصریان تا ظهور ا.سلام ، آن گاو را بنام گاو ” آپیس ” مقد.س میشمردند وایمان بخصوصی به آن گاو داشتند….
#کمبوجیه شاه ایران، چون به مصر لشکرکشی کرد، وشهر ممفیس ” را گرفت برای تنبیه آنها، دستور داد گاو آپیس” رانزد او آورند واو خنجری به آن حیوان زد و گاو کشتهه شد.بعداز چندی کمبوجیه برای راضی نگه داشتن مردم، گاو آپیس دیگری تهیه کرد ودر معبد مصریان قرار داد..
ایرانیان روزگار باستان کهن دنیایی را که در آن به سر میبرده اند، آفریده وبرپا داشته ی انبوهی از نیروهای آسمانی میدانستند، و بسیار وقت وثرو.ت، وتلاش فراوان برای دلجویی وخوشامد این ایزدان بی شمار، مصرف میکردند. اهداف این پرستش ها وستایش ها، پیچیده وگوناگون بود، اما بطور کلی، منظور از آن همه نیایش و هدایا وپیشکش وخیرات وقر.بانی ، دو قصد عمده بوده : یکی جلب رضایت وعنایت ایزدان بخودشان بعنوان فرد تا در زندگی وپس از مر.گ رفاه و آسایش داشته باشند.. و دومی ” قوت دادن ونیرومند ساختن هرچه بیشتر ایزدان ، ..
رای ونظر ایرانیان پیش از زرتشت، در اینباره با سلامت و بلاغت در یشت ششم ، خورشید یشت ، یعنی بخش ستایش ایزد افتاب بیان شده است.. پرستش ونیایشی که به درگاه ایزد پیشکش میشود، تنها سبب نیرومندی ایزد نمیشود، بلکه باعث خشنودی وی از پرستندگان هممیگردد

آئین قر.بانی ، وهدایا برای پادشاه ” درود ومهر بر نیک اندیشان … سنت هایی در باستان وجود داشت،که امروز برخی افراد ناآگاه، نظر دارند در ایران باستان، قر.بانی خونی نداشتیم،که باکمی مطالعه وتحقیقات میدانی وتاًمل ، میتوان به عکس این موضوع رسید.. مثال سنتی بود( در مناطق آذربایجان_ گرجستان امروزی) ، که هفت جوان؛ وهفت دوشیزه ، در دخمه پرپیچ وخم ، گرفتار میشدند، تا توسط یک هیولای افسانه ای با سری شبیه به یک گاو، وبدنی شبیه به یک انسان، که علاقه به گوشت انسانی داشت، خورده شوند ویا حداقل برای تمام عمر، زندا.نی شوند.. بنابرروایات، سوزانده وقر.بانی میشدند تا قدرت پادشاه، یا حاکم تجدید گردد..
در بابل ؛ تصدی مقام پادشاهی ، برای تمام عمر بود..ولی در تئوری تقریبا سالانه بود. زیرا که هر سال در فستیوال زاگموک، پادشاه مجبور بود، قدرتش را با در دست گرفتن دستان تندیس ” مردوک ” در معبد بزرگش به اسم ” اِساقیل ” در بابل ، تجدید کند..
طبق گفته ی برسوس مورخ ” براساس روایات یک کاهن معبد : هر ساله در بابل جشنی بنام ، ساکایا برگزار میشد ، زمان این جشن از روز شانزدهم ماه لاوس ( چهارمین ماه بابلی ها ) آغاز وبمدت پنج روز ادامه داشت. دراین جشن اربابان و اشرافان، وخدمتگزاران جای خود را عوض میکردند..
خدمت گزاران دستوراتی میدادن واشرافان اطاعت میکردند.. میخوردن ومی آشامیدن و با کنیزان اشرافان در یک بستر، و…
بعداز پایان پنج روز، لباسهای اعیانی را از تنشان درمیاوردند، و شلا.ق میزدند،وخدمت گزاران مجازات میشدند( بصورت چهارمیل یا دار )..یک جشن بی رحمانه که بقیمت جان یک بینوا تمام میشد، واینها درمحل آرامگاه شاهان و اشرافان، که از قبل مهندسی ، معماری میشدند، دفن، وبنوعی فدائی شان بودند…
بارها گفتیم، قریب چهارهزار ایزد، تاقبل اسلام..
واین یعنی چهارهزار اعتقاد، آئین، سنت ، تفکر گوناگون